• Home
  • نویسنده: admin

معنی اسم سمیه

معنی اسم سمیه

اسم: سمیه
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: somayye) (در اعلام) نام مادر عمار بن یاسر و اولین زن شهیده در صدر اسلام – صدای خوش، اوازی که در آن خیر باشد، نام مادر عمار یاسر که از اصحاب پیامبر (ص) بود


سمیه
سمیه

معنی سمیه در لغت نامه دهخدا

سمیه. [ س ُ م َی ْ ی َ ](اِخ ) زنی زانیه مادر زیادبن ابی سفیان و یا زیادبن سمیه. (منتهی الارب ). رجوع به زیادبن ابی سفیان شود.


سمیه. [ س ُ م َی ْ ی َ ] (اِخ ) نام مادر عماربن یاسر. (منتهی الارب ). رجوع به الاعلام زرکلی ج 1 ص 394 شود.


سُمیه
سُمیه

معنی سمیه به فارسی

سمیه
( صفت ) مونث سمی زهر آلود جمع : سمیات .
نام مادر عمار ابن یاسر

منبع : معنی اسم سمیه

منبع : معنی اسم سمیه

اسم پسر با گ

اسم پسر با گ

 

فهرست کامل نام‌ و اسم پسر که با حرف گ شروع می‌شود به همراه معنی اسم و معرفی ریشه اسامی (اکثر این اسامی دارای ریشه فارسی هستند).

اسم پسر با گ

برای انتخاب نام فرزندتان بهتر است از موارد زیر را رعایت کنید.

  • در بهترین حالت باید نام را طوری انتخاب کرد که آقا را بتوان در پس و پیش آن به کار برد.
  • همیشه امکان هماهنگ کردن نام و نام خانوادگی نیست اما تا حد ممکن است بهتر است به این مساله نیز توجه شود.
  • در متمایز بودن نام می بایست حد اعتدال را رعایت کرد. از دیگر عیوب نام های ناشناخته آن است که گاهی نمی توان فهمید که نام دخترانه است یا پسرانه.

در ادامه با فهرست کاملی از اسامی پسرانه که با حرف ل آغاز می‌گردند همراه ستاره باشید. چنانچه نام با ریشه خاص مد نظرتان است می‌توانید از فرست موضوعی زیر یاری بگیرید.


فهرست موضوعی:

  • اسامی فارسی
  • اسامی ارمنی
  • اسامی کردی

اسم پسر با گ
اسم پسر با گ

اسامی فارسی

 

گرازه

از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار ایرانی در سپاه کیکاووس پادشاه کیانی

 

گرامی

محترم، عزیز، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر جاماسپ وزیر گشتاسپ پادشاه کیانی

 

گرانخوار

از شخصیتهای شاهنامه، نام وزیر اردشیر بابکان، پادشاه ساسانی

 

گراهون

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری زابلی در سپاه گرشاسپ پادشاه کیانی

 

گردآزاد

پهلوان آزاده، از پهلوانان حماسه ملی ایران

 

گرداب

از شخصیتهای گرشاسب نامه، نام پهلوانی ایرانی در سپاه گرشاسب پهلوان نامدار

 

گردگیر

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از پسران افراسیاب تورانی

 

گرزم

از شخصیتهای شاهنامه،نامپهلوانی ایرانی در زمان گشتاسپ پادشاه کیانی

 

گرستون

از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار سپاه ماهوی سوری

 

گرسیوز

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر پشنگ و برادر افراسیاب تورانی و از سرداران سپاه وی

 

گرشاسب

دارنده اسب لاغر،از شخصیتهای شاهنامه، نام پدر نریمان جد رستم پهلوان شاهنامه، نیز نام پسر زو، از پادشاهان پیشدادی

 

گرگین

از شخصیتهای شاهنامه، نام پهلوانی ایرانی پسر میلاد در زمان کیکاووس پادشاه کیانی

 

گرمانک

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دو نفر رهاننده ایرانیان از دست ماران ضحاک

 

گرمایل

گرمانک، از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از دو نفر رهاننده ایرانیان از دست ماران ضحاک

 

گروخان

از شخصیتهای شاهنامه، نام یکی از بزرگان ایرانی در دربار کیخسرو پادشاه کیانی

 

گروی

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر زره از سپاهیان افراسیاب تورانی

 

گژدهم

از شخصیتهای شاهنامه، نام دژدار ایرانی در زمان نوذر پادشاه پیشدادی

 

گستهم

از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر نوذر پادشاه پیشدادی و برادر طوس سپهسالار ایرانی و جزو سپاهیان کیسرو پادشاه کیانی

 

گشتاسب

گشتاسپ، دارنده اسب از کارافتاده،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر لهراسپ پادشاه کیانی

 

گشتاسپ

دارنده اسب از کارافتاده،از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر لهراسپ پادشاه کیانی

 

گشسپ

از شخصیتهای شاهنامه، نام جد بهرام چوبین سردار ساسانی

 

گشواد

کشواد، دارای بیان شیوا و فصیح است.

 

گلباد

کلباد، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر ویسه برادر پیران پهلوان تورانی

 

گلشاه

نخستین انسان روی زمین به عقیده پارسیان

 

گلگله

از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی، از فرزندان تور و جزو سپاهیان افراسیاب تورانی

 

گلینوش

از شخصیتهای شاهنامه، نام سردار شیرویه پادشاه ساسانی

 

گودرز

نام پرنده‌ای که در کنار آب‌ها زندگی می‌کند،‌ متصل نشدنی، از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر گشواد، از پهلوانان نامدار شاهنامه و همزمان با رستم پهلوان شاهنامه

 

گورنگ

نام برادر گرشاسپ و پدر نریمان

 

گوشیار

نام حکیمی از فارس

 

گهار

از شخصیتهای شاهنامه، نام سرداری تورانی و جزو سپاه افراسیاب تورانی

 

گیارنگ

کیارنگ، سردار و فرمانده

 

گیلو

نام وزیر و قهرمانی در منظومه ویس و رامین

 

گیو

از شخصیتهای شاهنامه،نام پسرگودرز و از پهلوانان بزرگ ایرانی در زمان کیکاووس پادشاه کیانی


اسامی ارمنی

گارنیک

پری کوچک


اسامی کردی

گایار
یار بزرگ یار قدرتمند 

منبع : اسم پسر با گ

معنی اسم مهیا

معنی اسم مهیا

 

مترادف مهیا: آماده، تهیه، حاضر، سازمند، فراهم، مستعد، معد، بسیجیده


متضاد مهیا: نامهیا


برابر پارسی: آماده، ساخته و پرداخته، فراهم

معنی اسم مهیا

اسم: مهیا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: منسوب به مه، بزرگمنش، بانوی بزرگ


مهیا

معنی مهیا در لغت نامه دهخدا

مهیا. [ م ُ هََ ی ْ یا ] (ع ص ) آماده شده. ساخته شده. کار راست و نیکو کرده شده. شکرده شده. مهیاء [ م ُ هََ ی ی َ ءْ ]. آماده. حاضر و آماده. راست. ساخته. مستعد. برساخته. سیجیده. آراسته. مُعَدّ. حاضر. شکرده. (مجمل اللغة). آسغده : اجابت کرد و مهیا شد امیرالمؤمنین از برای ایستادگی در آن کاری که به او حواله نمود خدا. (تاریخ بیهقی ص 311).
ویران دگر ز بهر چه خواهد کرد
باز این بزرگ صنع مهیا را.

ناصرخسرو.

وانگه کزین مزاج مهیا جدا شوند
چیزند یا نه چیز عرض وار بگذرند.

ناصرخسرو.

ملک جوان است و شهریار جوان است
کار مهیا و امر و نهی روان است.

مسعودسعد (دیوان ص 45).

مسعود جهانگیر جهاندار که ایزد
داده ست بدو ملک مهیا و مهنا.

مسعودسعد.

هرچیز که خواهی همه از دهر میسر
هر کام که جوئی همه از بخت مهیا.

مسعودسعد.

بدو باید پیوست… آنگاه… انابت مفید نباشد نه راه بازگشتن مهیا و نه عذر تقصیرات خواستن مسموع. (کلیله و دمنه ).
نه شاخ از بر بیخ باشد مرتب
نه بار از بر برگ باشد مهیا.

خاقانی.

بر دل موئین و جان مؤمنش
مهرچهردین مهیا دیده ام.

خاقانی.

گوسفند فلک و گاو زمین را به منی
حاضر آرند و دو قربان مهیا بینند.

خاقانی.

کس نیست در ده ارچه علفخانه ای بجاست
کس بر علف چه نزل مهیا برافکند.

خاقانی.

قومی به سمرقند مقام ساخته و ساز وعدت تمام ساخته مستعد و مهیااند. (سلجوقنامه ٔ ظهیری ص 11). مهیا فرماید از برای وی در این عزا راجحه ٔ صبر جمیل را چنانکه در غزا فاتحه ٔ نصر جلیل را. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
به دل بترک وفا گفت و ترک گریه به چشم
ببین که کرد مهیا دگر چه کار بمن.

درویش واله هروی.

– مهیا داشتن ؛ آماده و حاضر داشتن :
وان چنگ گردون وش سرش ده ماه نو خدمتگرش
ساعات روز و شب درش مطرب مهیا داشته.

خاقانی.

ملک را خنده گرفت… پس بفرمود تا آنچه مأمول اوست مهیا دارند و بدلخوشی برود. (گلستان ). تا برقرار ماضی مهیا دارند. (گلستان ).
– مهیا شدن ؛ آماده شدن. بساختن. مستعد شدن.حاضریراق شدن. کمر بستن. آستین برچیدن. آستین برزدن. ساخته بودن ، تقطیر، مهیاشدن برای کارزار. تکور. تشمر. مهیا شدن برای کار :
داد خرد بده که جهان ایدون
از بهر عقل و عدل مهیا شد.

ناصرخسرو.

آنجاش نخواندند تا به دانش
آن شهره مکان را نشد مهیا.

ناصرخسرو.

بیا تا بقا را مهیا شویم
که آنجای بس ناخوش و بینواست.

ناصرخسرو.

– مهیا کردن ؛ آماده کردن. تیار کردن. اعداد. ساختن. برساختن :
مهیا کرد پنج ارکان ملت را به چار ارکان
که هریک جدولی بوده ست کز دریای او آمد.

خاقانی.

مهیا کند روزی مار و مور.

سعدی (بوستان ).

– مهیا گردیدن ؛ دم آماده گشتن و دست دادن فرصت :
بیدلی را که دمی با تو مهیا گردد
قیمت هر دو جهان نیمه ٔ آن یک دم نیست.

خاقانی.

معنی مهیا به فارسی

مهیا
حاضرو آماده ومستعد، کار آماده شده
( اسم ) ۱ – آماده شده . ۲ – مستعد . ۳ – حاضر و آماده : [ قومی … بسمرقند مقام ساخته و ساز وعدت تمام ساخته مستعد و مهیااند . ] توضیح همین صورت [ مهیا ] از نظر املائ صحیح است نه مهیی زیرا مهموز است .

معنی مهیا در فرهنگ معین

مهیا
(مُ هَ یّ) [ ع . ] (اِمف .) آماده ، آماده شده .

معنی مهیا در فرهنگ فارسی عمید

مهیا
۱. حاضر، آماده، مستعد.
۲. شایسته، مناسب.

مهیا در جدول کلمات

مهیا
اماده
مهیا و آماده
فراهم
مهیا و آماده شده
مجهز

منبع : معنی اسم مهیا

اسامی دختر با حرف س

فهرست کامل نام‌ و اسم دختر که با حرف س (سین) شروع می‌شود به همراه معنی اسم و معرفی ریشه اسامی (فارسی، عربی، کردی، ترکی، عبری، لاتین و …).

سارینا – سانیا – سبارو – سایه – سپیده – سپینود – ستاره – سروناز – سروین – سالی – ساحل – ساغر – ستیلا – سحرناز – سما – سمیرا – سارا – ساناز – سانلی – سمر – سوین – سونیا – سایدا – سروشا – سلماز

اسم دختر

اسامی فارسی

سابود

هاله، خرمن ماه

 

ساتی

در مصر باستان، نام فرشته نگهبان ارواح

 

ساتیا

از نامهای باستانی

 

ساتین

محبوب و دوست داشتنی

 

سارگل

گل زرد

 

سارنگ

نام پرنده‌های کوچک به رنگ سیاه، سار، ساری؛ گوشه ای در آواز ابوعطا؛ نام سازی مثل کمانچه

 

سارنیا

خالص، پاک، منزه، بانوی بی ریا، دختر پاکدامن

 

ساریان

نام روستایی در نزدیکی مشهد

 

سارینا

خالص، پاک

سالی

بی غم و سرخوش، سالمند و دارای عمر طولانی، نام روستایی حوالی خرم آباد

 

سالینا

سال + ین (پسوند نسبت) + ا (پسوند نسبت)، منسوب به سال

 

سامه

عهد، پیمان، جای امن و امان، پناه، مأمن

 

سامینا

مانند مینا؛ نام گلی

 

سانوا

دختر خوش سخن، بانویی که شیرین حرف می‌زند.

سانیا

سایه روشنِ جنگل

 

ساویس

با ارزش، گرانمایه

سایه

تاریکی نسبی که به سبب جلوگیری تابش مستقیم نور در سطح یا فضا ایجاد می‌شود در مقابلِ روشن؛ (به مجاز)، توجه، عنایت، پناه، حمایت؛ حشمت و بزرگی.

سبارو

کبوتر

 

سبزبهار

نام یکی از الحان قدیم ایرانی

 

سبزپری

فصل بهار

 

سبزه

گیاهی که به صورت خودرو در جایی سبز شده است، سبزه وار، چمن زار، گندمگون

 

سپیتا 

سفیدترین و پاکترین

 

سپیده

روشنی کم رنگ آسمان در افق مشرق قبل از طلوع آفتاب

 

سپیده گل

گل سپید

 

سپینود

در شاهنامه دختر پادشاه هند (شنگل) و زن بهرام گور

 

سپیدار

درختی از خانواده بید با برگهای براق

 

ستاره

هر یک از اجسام نورانی آسمان که معمولًا شبها از زمین به صورت نقطه‌های نورانی چشمک زنِ نسبتاً ساکن دیده میشوند؛ (به مجاز) بخت و اقبال و نماد شخص مجلس آرا و زیبارو

 

ستایش

حمد و سپاس خداوند، شکرگزاری (به درگاه خداوند)؛ تعریف و تمجید

 

ستوده

آنکه او را ستوده‌اند؛ ستایش شده

سداب 

نام گیاهی است

 

سرآویز

آنچه به سر می‌آویزند

 

سرمه

مخلوطی از کانه‌های آنتیموان که سیاه رنگ است و از آن برای آرایش چشم استفاده می‌شود، (به مجاز) سیاهی، تاریکی

 

سَرو

از انواع درختان که همیشه سبز است؛ (به مجاز) شاداب و با طراوت

 

سَرور

آنکه مورد احترام است و نسبت به دیگری یا دیگران سِمَت بزرگی دارد؛ فرمانده، رئیس، بزرگ

 

سرور 

شادمانی

 

سرگل

اولین گل، بهترین از هر چیز

 

سرنا

(تلفظ: sornā) (در موسیقی ایرانی) نوعی ساز بادی چوبی از خانواده نی

 

سَروگل

(سرو = درخت سرو + گل) (به مجاز) زیبا و با طراوت و شاداب

 

سَروناز

سرو نورسته، سروی که شاخه‌های آن به هر طرف مایل باشد؛ نام نوایی در موسیقی ایرانی

 

سَروی

منسوب به سرو؛ نوعی از خطوط اسلامی

 

سَروین

شبیه سَرو؛ (در کردی) روسری و چارقد

 

سَریرا

منسوب به سَریر (تخت پادشاهی)، زیبا

 

سَمن

نام گیاهی (رازقی)، یاسمن؛ (به مجاز) چهره‌ی سفید و لطیف و همینطور بوی خوش

 

سَمنبر

دارای اندام معطّر چون سَمن، یا دارای اندام سفید و لطیف

سمن چهر 

دارای چهره‌ی سفید و لطیف

سَمن رخ

سمن چهر

 

سمنزار 

بوستان یاسمن

 

سَمن ناز

(سَمن + ناز= کرشمه، ناز و غمزه) (به مجاز) زیباروی دارای ناز و کرشمه

 

سُنبل

گلِ خوشه‌ای بلند، به هم فشرده و معطر به رنگهای قرمز، آبی، سفید و زرد، (به مجاز) گیسو، زلف

 

سُنبله

نوعی گل آذین که گلهای بدون دُمگل آن در اطراف یک محور جمع میشوند؛ خوشه‌ی بعضی گیاهان مانند گندم و جو؛ صورت ششم از صورتهای فلکیِ منطقه البروج

 

سودابه

(سوداوه) به معنی دارنده‌ی آب روشنی بخش؛ در شاهنامه همسر که عاشق سیاوش شد.

 سیرانوش

خوشنودی و رضایت مندی جاودان، نام دیگر شیرین همسر خسروپرویز پادشاه ساسانی

 

سی گل

سی عدد گل

 

سومیتا

لطف و محبت، مهربانی

 

سومیا

محبوب، دوست داشتنی

 

سمن سیما

سمن (فارسی) + سیما (عربی )، سمن چهره

 

سمن گل

گل یاسمن

 

سمن ناز

مرکب از سمن (یاسمن) + ناز (زیبا)

 

سوزان

دارای حرارت و گرمای بسیار زیاد، (به مجاز) سرشار از اندوه و اشتیاق

سوسن 

نام گلی خوشبو

 

سوگند

قسم، استواری بر پیوند، استواری بر گفتن و راست گفتن

سودابه 

دارنده‌ی آب روشنی بخش، نام زن کیکاووس

سهی 

راست و بلند، نام زن ایرج

 

سیما 

روی، چهره، صورت

 

سیمبر 

دارنده اندام سفید

 

سیمروی 

سپیدروی

 

سیمگون 

نقره فام

 

سیمین 

نقره فام، سفید

 

سیمین چهر 

سپیدروی

 

سیمین دخت 

دختر سپید و نقره فام، درخشنده

 

سیمین رخ 

سپیدروی

 

سیندخت

نام دختر مهراب، پادشاه کابل


اسامی عربی

 

ساجده

مؤنث ساجد

 

ساحل

زمینی که در کنار دریا یا دریاچه یا رودی بزرگ واقع شده است، مرزبین آب و خشکی، کرانه

 

ساحله

(ساحل + ه (پسوند نسبت))، منسوب به ساحل

 

ساریه

ابری که در شب آید؛ نام یکی از دختران امام موسی کاظم(ع)

 

ساطعه

مؤنث ساطع

 

ساعده

مؤنث ساعد، کمک کننده، مددکار

 

ساغر

ظرفی که در آن شراب مینوشند، جام شراب؛ دل عارف است که انوار غیبی در آن مشاهده میشود.

 

ساقی

آن که شراب در پیاله میریزد و به دیگری میدهد؛ (به مجاز) معشوق؛ در ادبیات عرفانی نماد خداوند

 

سامیه

مؤنث سامی

 

سامره

مؤنث سامر، نام شهری در عراق که مرقد امام دهم و یازدهم در آن واقع شده است.

 

ساهره

زمین یا روی زمین، زمینی که حق سبحانه در روز قیامت آن را مجدداً پیدا سازد، زمین روز رستاخیز، چشمه روان، ماه، چشمه روان

 

سبا

سوره‌ی سی و چهارم از قرآن کریم؛ نام شهر بلقیس؛ (در عبری) انسان

 

سِتی

عنوانی احترام آمیز برای زنان؛ زن و دختر (مخفف سیدتی)

 

سِتیلا

نام دختر حضرت موسی کاظم(ع)؛ نام حضرت مریم.

 

سَحر

زمان قبل از سپیده دم؛ صبح

 

سحرگل

(عربی فارسی) گل سپیده دم؛ (به مجاز) زیبا و با طراوت

 

سَحرناز

(عربی فارسی) زیبایی سپیده دم؛ (به مجاز) زیبا

 

سحرنوش

(عربی فارسی) دوستدار سحر و روشنایی، صبوحی کننده

 

سخاوت

بخشش، عطا، کرم

 

سدنا

(تلفظ: sadenā) سجده کننده بر خانه خدا، مرکب از سدن (عربی) به معنای سجده کردن به کعبه + ابف فاعلی (فارسی)

 

سُرور

خوشحالی، شادمانی

 

سُعاد

نام زن محبوبی در عرب، نام معشوقه‌ای در عرب

 

سَعادت

خوشبختی

 

سعاده

نیک بختی، خوشبختی

 

سعیده

مؤنث سعید

 

سَکینه

آرامش خاطر؛ نام دختر امام حسین(ع)

 

سُلاله

نسل؛ فرزند، نطفه

 

سَلامه

سلامه یا سلافه مشهور به شهربانو دختر یزدجرد ابن شهریار یا هرمزان و همسر امام حسین(ع)

 

سلما

(تلفظ: selmā) نام درختی، صلح، آشتی، زنِ صلح طلب

 

سَلمی

نام گیاهی است؛ زنی معشوقه در عرب

 

سِلوا

گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده نعنا، مریم گلی؛ هر چیز که تسلّی دهد؛ انگبین، عسل.

 

سَلوی

(معرب از لاتین) گیاهی علفی، خودرو یا زینتی از خانواده نعناع؛ مریم گلی

 

سَلیله

دختر، دخت، فرزندِ دختر

 

سَلیمه

مؤنث سلیم

 

سَما

آسمان

 

سَمانه

(مخفف آسمان) یعنی سقف خانه؛ نام پرنده‌ا‌‌ی کوچک که به آن در ترکی بلدرچین میگویند.

 

سَمر

حکایت، افسانه، داستان؛ مشهور و گفتار و سخن

 

سَمرا

زن گندمگون

 

سَمیرا

زن گندمگون، شمیرا

 

سَمیره

سمیرا

 

سمیعه

گوش شنوا

 

سُمیه

صدای خوش، آوازی که در آن خیر باشد، نام مادر عمار یاسر که از اصحاب پیامبر (ص) بود و اولین زن شهیده در صدر اسلام.

 

سَنا

روشنایی؛ گروهی از گیاهان درخچه‌ای یابوته‌ای گرمسیری و خودرو از خانواده گل ارغوان

 

سَنیه

عالی، خوب

 

سودا

فکر، خیال، شور و شوق؛ (به مجاز) علاقه‌ی شدید به کسی یا چیزی، عشق.

 

سوده

ساییده، ساییده شده، از همسران پیامبر اسلام(ص)

 

سوره

هر یک از بخش های صد و چهارده گانه ی قرآن که خود شامل چند آیه است.

 

سها

(تلفظ: sohā) نام کوچکترین ستاره ی دب اصغر که در قدیم چشم پزشکان از آن برای آزمون صحت بینایی استفاده می‌کردند.

 

سیما

چهره، صورت، نشان و حالتی در صورت انسان که مبین حالات درونی باشد.


اسامی عبری

 

سارا

خالص، نام زن حضرت ابراهیم(ع) و مادر اسحاق(ع)

 

ساران

آغاز، ابتدا؛ سر

 

سارای

سارا

 

ساره

سارا، امیره‌ی من

 

سالومه

زوجه زبدی و مادر یعقوب کبیر و یوحنای انجیلی


اسامی ترکی

 

ساچلی

دارای موهای بلند و پرپشت، گیسو بلند

 

ساناز

نام گلی؛ کمیاب، نادره

 

سانای

مهنام، بیقرار

 

سانلی

نامدار، معروف، مشهور

 

سایا

یکرنگ، بیریا

 

سُلدا

حامی، یاور

 

سَلین

سیل مانند؛ نام رودخانه‌ای در آذربایجان

 

سَلینا

(سَلین + ا (پسوند نسبت))، منسوب به سَلین

سوگل

مورد علاقه و محبت زیاد، محبوب

سوین

شادباش، عشق، محبت، علاقه شدید

 

سویل

(تلفظ: sevil) لایق، دوست داشته شده

 

سونیا

(سو = نور + نیا) نورِ نیاکان، (در یونانی) خرد و عقل، دختر نور، دختری که در اجتماع رتبه بالایی داشته باشد.

 

سونای

(تلفظ: sonāy) به معنی آخرین ماه ، زیبا روی، ماه شب چهارده، قویی که پرهای سرش سبزرنگ بوده تعلق به ماه داشته باشد.

 

سولماز

گلی که پژمرده نمى‌شود، همیشه شاداب


اسامی کردی

 

ساریسا

کوشا

 

سایان

منسوب به سایه، نام رشته کوهی در آسیای مرکزی

 

سایدا

سایه مادر

 

سَروه

نسیم، باد ملایم، باد خنک، ایاز.

 

سارال

نام روستایی در نزدیکی سنندج


اسامی آشوری

 

سابرینا

مژده، بشارت

 

سوریا

سوری، ثریا


اسامی فرانسوی

 

سابین

سروکوهی

 

سینره

گیاهی زینتی و نیز دارویی با گلهایی که در اواخر زمستان و اوایل بهار شکوفا می‌شوند، پامچال فرنگی

 

سی بل

نام ربة النوع خاک

 

سولینا

(فرانسه – ترکی) رسمی، مقدس، موقر، محترم


اسامی اوستایی-پهلوی

 

ساینا

نام خاندانی از موبدان زرتشتی؛ (در طبری) ساکت و بیصدا؛ سایه‌ای که مشخص و قابل رؤیت باشد.

 

سِتیا

گیتی، دنیا و روزگار

 

سروشا

منسوب به سروش، در اوستا سروش به معنی اطاعت و فرمانبرداری امر خداوند و نام فرشته‌ای است که مظهر تسلیم و رضا در مقابل اهورا است.


اسامی لاتین

 

سالسا

تند و تیز، نوعی سسس اسپانیایی

 

سالویا

نام گلی است

 

سیلوانا

الهه جنگل، دختر جنگلی


اسامی هندی

 

سیتا

جهان، گیتی

 

سوژا

سویا، گیاهی علفی یک ساله و کاشتنی، (در کردی) سوزان

طرز تهیه خورشت آلو اسفناج

 

طرز تهیه خورشت آلو اسفناج

خورشت آلو اسفناج یکی از خوشمزه‌ترین غذا‌های سنتی ایرانی‌ است که هم با مرغ و هم با گوشت پخته می‌شود. بسیاری از مردم به دلیل وجود اسفناج از خوردن این خورش صرف نظر می‌کنند اما باید بدانید که ترکیب اسفناج، آلو، زعفران و گوشت طعم این خورش را بی‌‌نظیر می‌کند. خورش آلو اسفناج یک گزینه عالی برای مهمانی‌ها و مجالس شما نیز است. پس با ما همراه باشید با طرز تهیه خورشت آلو اسفناج

خورشت آلو اسفناج

مواد لازم برای تهیه خورشت آلو اسفناج

  • ۴۰۰ گرم گوشت خورشتی گوسفندی
  • ۲ کیلو اسفناج خرد شده
  • ۲۰۰ گرم آلو خورشتی
  • ۱ عدد پیاز متوسط
  • نمک، فلفل، زردچوبه به میزان لازم

طرز تهیه خورشت آلو اسفناج

ابتدا پیاز را به صورت ریز خرد کرده و با کمی روغن تفت دهید تا نرم شود. گوشت خورشتی را به پیاز اضافه کرده و باز تفت دهید تا گوشت تغییر رنگ دهد سپس ادویه خورشتی، زردچوبه و کمی فلفل به گوشت اضافه کنید.

مقداری آب روی گوشت بریزید تا نیم‌پز شود. دقت کنید که مقدار آب اضافه شده باید به اندازه‌ای باشد که حین پخت دوباره آبی اضافه نشود چون طعم خورش بد می‌شود هم‌چنین نه آنقدر زیاد باشد که آبکی شود. 

اسفناج‌های پاک کرده و خرد شده را با دو تا سه قاشق غذاخوری روغن، داخل یک تابه تفت دهید تا کاملا سرخ و خوشمزه شود. توجه داشته باشید که زیاد سرخ کردن اسفناج باعث تلخی آن می‌‌شود.

یک ساعت مانده تا پخت کامل گوشت، اسفناج‌ها را به قابلمه اضافه کنید تا خورش به آرامی جا بیفتد.

آلو‌ها را نیم ساعت داخل آب سرد خیس کرده، با روغن تفت دهید و نیم ساعت آخر پخت به خورش اضافه کنید.

خورشت آلو اسفناج

حرارت اجاق را بسیار کم کنید تا خورش جا بیفتد. در آخر نمک را اضافه کنید و خورش را به همراه برنج زعفرانی سرو کنید.

دقت کنید که خورش آلو اسفناج باید کم‌آب و روغن افتاده باشد. نوش جان!

طرز تهیه ی ترشی بادمجان

 

طرز تهیه ی ترشی بادمجان

 

ترشی معمولا از نگه داشتن مواد غذایی در مایع اسیدی به وجود می آید. معمولا برای این کار از سرکه استفاده می شود اما شما می توانید این کار را با آب نمک نیز انجام دهید. سطح pH اسیدی ترشی باعث می شود باکتری ها نتوانند در آن رشد کنند بنابراین ماده ی غذایی مدت طولانی تری سالم خواهد ماند. ترشی بادمجان یکی از ترشی های فوق العاده محبوب در ایران است. شما می توانید به روش زیر ترشی بادمجان خانگی درست کنید.

 

 

مراحل :

 

  1. بادمجان مورد نظر خود را انتخاب کنید.
قطعات بادمجان
قطعات بادمجان
  1. بادمجان ها را آماده کنید.

بادمجان هایی را انتخاب کنید که احساس می کنید تازه هستند. بادمجان تازه معمولا پوست بنفش و براقی دارد. ساقه ی آن باید رنگ روشن داشته باشد و خود بادمجان باید کمی سفت باشد.

دقت کنید که سایز بادمجان ها یکی باشد.

بادمجان را زیر آب سرد بشوئید.

هر بادمجان را به 4 قسمت تقسیم کنید.

بادمجان ها را درون صافی قرار دهید و روی آنها نمک بپاشید.

به مدت یک ساعت صبر کنید.

بادمجان ها را با آب بشوئید و آنها را فشار دهید تا آب اضافی خارج شود.

 

  1. بادمجان را بجوشانید.

بادمجان ها را داخل یک قابلمه قرار دهید.

داخل قابلمه 2 فنجان آب و یک فنجان سرکه بریزید.

اگر بادمجان ها از آب و سرکه پوشانیده نشدند 2 فنجان آب و یک فنجان سرکه دیگر اضافه کنید.

قابلمه را روی حرارت متوسط قرار دهید. اجازه دهید به جوش برسد سپس حرارت را خاموش کنید و به مدت 10 الی 20 دقیقه صبر کنید.

مخلوط مواد
مخلوط مواد
  1. مخلوط مواد تشکیل دهنده را آماده کنید.

سبزیجات, فلفل سبزو سیر را آماده کنید و درون کاسه ای قرار دهید.

سبزیجات, فلفل سبزو سیر را به مخلوط بادمجان اضافه کنید سپس 1 فنجان (0.237 لیتر) روغن زیتون و 1/2 فنجان (0.118 لیتر) سرکه به مواد اضافه کنید.

مخلوط را هم بزنید و دقت کنید که بادمجان ها زیر آب قرار بگیرند.

ترشی بادمجان
ترشی بادمجان
  1. بادمجان ها را داخل ظرف بچینید سپس سرکه را بجوشانید و به مواد اضافه کنید. درب ظرف را محکم ببندید و در آخر ظرف شیشه ای را به مدت 10 دقیقه داخل آب جوش قرار دهید.

 

  1. ظرف را به مدت یک ماه در محل سرد و تاریک نگهداری کنید سپس آن را باز کنید و از ترشی استفاده کنید.

چگونه از طریق دستگاه آیفون دسترسی اینستاگرام به موقعیت مکانی را غیر فعال کنیم؟

 

چگونه از طریق دستگاه آیفون دسترسی اینستاگرام به موقعیت مکانی را غیر فعال کنیم؟

ترفند ها به شما آموزش می دهد که چگونه دسترسی اینستاگرام به موقعیت مکانی را غیر فعال کنید تا هنگام پست گذاشتن موقعیت مکانی شما نمایش داده نشود.

 

مراحل :

Settings گزینه
Settings گزینه
  1. Settings آیفون را باز کنید. این آیکون خاکستری رنگ در صفحه ی Home دستگاه شما قرار دارد.
گزینه Instagram
گزینه Instagram
  1. به پایین صفحه بروید و روی Instagram ضربه بزنید. اگر نمی توانید Instagram را در تنظیمات پیدا کنید, به این معنی است که اینستاگرام به موقعیت مکانی شما دسترسی ندارد.
گزینه Location
گزینه Location
  1. روی Location ضربه بزنید. این گزینه در بالای صفحه ی اینستاگرام قرار دارد.
Never گزینه
  1. روی Never ضربه بزنید. با این کار می توانید اطمینان حاصل کنید که اینستاگرام به موقعیت مکانی شما دسترسی ندارد.

چگونه از طریق دستگاه اندروید دسترسی اینستاگرام به موقعیت مکانی را غیر فعال کنیم؟

 

چگونه از طریق دستگاه اندروید دسترسی اینستاگرام به موقعیت مکانی را غیر فعال کنیم؟

ترفند ها به شما آموزش می دهد که چگونه دسترسی اینستاگرام به موقعیت مکانی را غیر فعال کنید تا هنگام پست گذاشتن موقعیت مکانی شما نمایش داده نشود.

 

مراحل :

settings
settings
  1. Settings اندروید را باز کنید. این آیکون خاکستری رنگ در App Drawer یا صفحه ی Home دستگاه شما قرار دارد.
Location
Location
  1. به پایین صفحه بروید و روی Location ضربه بزنید. این گزینه زیر عنوان “Personal” قرار دارد.

 

  1. نوار لغزنده ی Location را به سمت چپ بکشید. این نوار به رنگ خاکستری تغییر خواهد کرد. با این کار اینستاگرام به موقعیت مکانی شما دسترسی نخواهد داشت.

چگونه از سویشرت خود به عنوان کیف لپ تاپ استفاده کنیم؟

 

چگونه از سویشرت خود به عنوان کیف لپ تاپ استفاده کنیم؟

سویشرت ها فقط لباس نیستند, بعد از اینکه کارایی مفید خود را داشتند شما می توانید از آنها به عنوان کیف لپ تاپ استفاده کنید. این کار بسیار ساده است. برای یادگیری, ادامه ی مقاله را مطالعه کنید.

 

مراحل :

سویشرت
سویشرت
  1. سویشرت قدیمی خود را روی سطح صافی قرار دهید. دقت کنید که رو به بالا باشد.
لپ تاپ
لپ تاپ
  1. لپ تاپ را وسط سویشرت و زیر کلاه آن قرار دهید.
پوشاندن لپ تاپ
پوشاندن لپ تاپ
  1. نیمه ی پایینی سویشرت را روی لپ تاپ بکشید. دقت کنید که بعد از این کار لپ تاپ باید کاملا پوشیده شده باشد.
پوشاندن لپ تاپ
پوشاندن لپ تاپ
  1. کلاه را روی لپ تاپ بکشید.

 

  1. سویشرت را بچرخانید تا پشت کلاه روی میز قرار بگیرد.
بستن کش سویشرت
بستن کش سویشرت
  1. کش دور گردن کلاه سویشرت را ببندید تا لپ تاپ محکم نگه داشته شود. اطمینان حاصل کنید که کش به حدی محکم بسته شده است که لپ تاپ به بیرون نیافتد.
گره زدن آستین ها
  1. آستین ها را به هم گره بزنید. دقت کنید که گره باید خیلی محکم باشد.
کیف لپ تاپ
کیف لپ تاپ
  1. کیف را روی شانه ی خود قرار دهید و لپ تاپ خود را هر کجا که دوست دارید به راحتی منتقل کنید.

نحوه ی شست و شوی کیف های رنگ رفته

 

نحوه ی شست و شوی کیف های رنگ رفته

 

برخی کیف ها بسیار گران قیمت هستند و نگهداری صحیح از آنها از اهمیت برخوردار است. در این مقاله به شما آموزش می دهیم که چگونه از کیف های رنگ رفته ی خود را بشوئید تا ظاهر بهتری داشته باشند.

 

مراحل :

 

  1. همه ی لوازم و کتاب های خود را از داخل کیف خارج کنید.
شستن کیف
شستن کیف
  1. کیف را داخل ماشین لباسشویی قرار دهید. برنامه ی شست و شو را روی آرام تنظیم کنید. از یک لکه بر استفاده کنید. در صورت تمایل می توانید کیف را با دست شست و شو دهید.
آویزان کردن کیف
  1. کیف را در خشک کن قرار ندهید. می توانید کیف را در جایی آویزان کنید که هوای خشکی داشته باشد.